أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
391
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
زرهپوش و اسلحهبند ترتيب به دو هزار نفر رسيدند . سليمان جاهى در لباس آصف صفاتى بنياد نهاد و الحق آنگونه دار و گيرش طباع مختلفه را مطبوع افتاد كه در اوايل حال كه جنود جانى بيكى در موضع كهدستان « 1 » بودند ، عبيد اللّه خان نيز به هرات آمده در دشت حوض ماهيان نزول فرمود . و مردم جانى بيك سلطان از جانب درب قپچاق كه مورچل لله بيك بود ، با محاربان غازى همداستانى مىنمودند و ابواب محاربت مردانه تا در دروازه بر چهرهء محاربان مىگشودند . چنان كه يك روز تا پاى برج سلطان احمد ميرزا آمده تورها بر زمين دوختند و شعلهء جنگ را از نوك پيكان تا سرباره برافروختند . منقار مرغان تير سر و سينهء بسيار در بالاى بروج مجروح كردند ، امّا به بال استعجال طاير گشته از زبان كنگره در حق مخالفان جواب شافى باز آوردند اگر لحظهلحظه هجوم اهل رجوم زياده گشته دست تسلّط افراختند امّا بالاخره جمعى از مردم آصفى آمده بنيان جمعيّت ايشان را به خاك تيره برابر ساختند و همچنين لشكريان عبيد اللّه خان تا باغ زاغان « 2 » آمده ولد امير قلعلى كه از ميرزادگان قديم سلطان حسينى بود آن روز كوششهاى مردانه نموده آخر الامر به ضرب تيرى راه عدم پيش گرفت و مخالفان جانى بيكى بعد از چند روز از النگ كهدستان به جانب پل مالان « 3 » شتافتند و هر روزه تا نواحى پل كارد و دربند شيخ خرّم عنان محاربه از منزل خود مىتافتند و به سعايت جنود عاقبت [ 504 ] محمود امير عمادى پاداش اعمال خود مىيافت . و چون دانستند كه از توقّف ، شهر در تصرّف نمىآيد و از محاربه ، در بنيان تسخير اين ملك درى نمىگشايد . و فصل زمستان به آخر رسيد و سلطان اقليم رابع متوجّه بيت الشرف گرديد ، ايشان نيز به وقوع امرى با بهانهء مخالفتى كه در ميانهء سلاطين در ظاهر هرات روى نموده باشد عزيمت ماوراء النّهر كرده رخت بر رواحل بستند و تا كنار آب مرغاب از پاى ننشست . رعايا و برايا از مضيق محاصره خود را در فسحتگاه آسايش ديدند و رخت اقامت چون گياه بهار به باغها و
--> ( 1 ) . كهدستان - قهدستان . روستايى است در شمال شرق هرات . ( 2 ) . باغ زاغان : نام باغى است در هرات . اين باغ مركز حكومت و اقامت شاهان بوده است ( لغتنامه ) . ( 3 ) . مالان - مالن : در دو فرسنگى هرات قرار دارد كه آن سوى پل بزرگى كه بر هرىرود بسته بودند قرار داشته است و آن پل به نام شهر خوانده مىشده است ( جغرافياى تاريخى ، ص 436 ) .